آموزش نتورک مارکتینگمقالات سایت

نحوه ورودی گرفتن در بازار سرد

بسیاری از افراد از اینکه یک روز لیست بازار گرم­شان تمام خواهد شد وحشت و ترس دارند.

این افراد معمولا فکر میکنن که دیگر کسی را برای صحبت کردن و پیشنهاد دادن محصول یا فرصت تجاریشان پیدا نخواهند کرد.

و به همین خاطر از بازار سردشان اجتناب میکنن.

ولی واقعیت اینه که افرادی که در بازار سرد شما وجود دارند به نوعی میشه گفت بی انتها هستند. و در واقع هیچ وقت تمام نمی شوند!

شما در طول روز با افراد زیادی مواجه می­شوید و باهاشون صحبت می­کنید. توی بانک ، انواع فروشگاه ها ، رستوران ها و حتی فضاهای مجازی.

 

مسئله این نیست که آدم کافی برای صحبت کردن وجود نداره.

بلکه حقیقت اینه که افراد یا اعتماد به نفس ندارند و یا مهارت لازم را برای ورودی گرفتن در بازار سرد بخوبی فرا نگرفتند.

 

خوب! حالا راه حل چیه؟ و چطور میشه از بازار سرد ورودی بگیریم؟

قبل از هر چیزی این مورد رو باید اعتراف کنم که من هم در اوایل شروع فعالیتم از معرفی کار در بازار سرد خودداری میکردم.

ولی اگر خواهان موفقیت در بازاریابی شبکه ای هستیم، باید بر ترس صحبت کردن در اجتماع و با افراد غریبه غلبه کنیم.

و به همین خاطر من هم از منطقه امنم خارج شدم و یاد گرفتم که چطور با بازار سرد خودم صحبت کنم.

 

اما چند مثال از نحوه ورودی گرفتن در بازار سرد:

در این قسمت به بیان چند نمونه از نحوه ورودی گرفتن خودم در بازار سرد اشاره میکنم.

من یک نفر رو توی اتوبوس ملاقات کردم.

ما هر دو به شهر مقدس مشهد سفر می کردیم و وقتی که کنار هم نشستیم، شروع کردیم به صحبت کردن.

در انتهای صحبت اون شخص از من سوال کرد که چه کاری رو انجام میدم؟ و منم گفتم بصورت حرفه ای دارم بازاریابی شبکه ای کار میکنم.

ما در مورد حرفه ، سفر هایمان، تجربیات و … صحبت کردیم.

نکته اینجاست: ما فقط صحبت رو شروع کردیم.

در نهایت هم، اطلاعات تماس اون شخص رو ازش خواستم و بهش گفتم که وقتی به شهر خودمون برگردیم، بهش تلفن خواهم زد.

 

مثال دیگه وقتی بود که با یک نفر سر میز توی یک رستوران شروع به صحبت کردم.

لهجه ای که اون فرد داشت خیلی جالب و البته شیرین بود و به همین خاطر من ازش خواستم بگه اهل کجاست.

بعد از اینکه اون شخص شهر محل سکونتش رو گفت، بهش گفتم: ” عجب موقعیت عالی پیش اومد برام! چون من واقعا دنبال گسترش تجارتم توی اون منطقه بودم.”

ولی چون الان زمان مناسبی برای صحبت کردن نیست، می تونم اطلاعات تماس شما رو دریافت کنم و با شما توی یک مکان دیگه بشینیم تا ببینیم فکر می کنید در زمینه حرفه ی من در اون منطقه علاقه مندی وجود داره یا نه؟

 

نکته ی بسیار مهم:

هرگز یک نفر از بازار سرد خودتان را به سرعت به کار دعوت نکنید.

 

در واقع اگه به مثالهایی هم که براتون زدم دقت کنید متوجه میشید که من فقط صحبت کردم… کسی رو جذب سیستم نکردم.

من نه دعوتی انجام دادم و نه ورودی گرفتم. فقط صحبت کردم. همین!

واقعیت اینه که هیچ کس نمی خواد یه غریبه بهش برسه و بهش بگه که باید پولی رو توی یک شرکتی که هرگز ازش خبر نداره سرمایه گذاری کنه!

شما هم اونارو نمی شناسید. شما نمی دونید که اونا در چه وضعیتی هستند، چه رویاهایی دارند، یا چه کاری رو دوست دارند توی تایم آزادشون انجام بدن.

اونا هم که چیزی در مورد شما نمی دونن.

پس واقعا چه انتظاری دارید که به تیم شما هم بپیوندند؟!

 

اما شما باید چه کاری انجام دهید؟

کاری که شما باید انجام بدین اینه:

با مردم صحبت کنید.

این تمام کاریه که شما باید انجام بدین.

ورودی گرفتن در بازار سرد

یک مکالمه رو با همکارتون شروع کنید. با کسی که توی ماشین کنارتون میشینه. با کسی که توی فروشگاه ملاقاتش میکنید. و…

به جای اینکه وقتی توی ماشین هستید سرتون دائما توی گوشی باشه، سعی کنید با فردی که کنارتون نشسته صحبت کنید.

با اینکار متوجه میشید که اهل کجان و در حال حاضر به چه کاری مشغول هستند.

و بعد هم اطلاعات تماسشون رو ازشون برای ارتباط مجدد دریافت کنید.

مطالعه این مطلب را هم پشنهاد میکنیم:  اصولا پیگیری واقعی چیست؟

اگه از خدماتی که یک نفر بهتون ارائه میکنه راضی هستید پس صادقانه ازش تشکر کنید. بهشون بگید که کار خوبی انجام دادند و به همین خاطر ازشون قدردانید.

و بعدم اطلاعات تماسشون رو ازشون بگیرید تا بعدا باهاشون صحبت کنید!

بعد از یک یا دو هفته، اون شخص رو دعوت کنید و یه جا قرار بزارید و با هم یه قهوه بخورید.

 

و البته این نکته بسیار مهمه که: قرار ملاقاتتون رو در جایی غیر از مکان ملاقات اولیه تنظیم کنید.

چون تغییر محیط باعث کاهش مقاومت درونی افراد میشه.

 

قدم اول برقراری یک ارتباط موثره.

با افراد صحبت کنید، اونارو صادقانه تمجید کنید، اطلاعات تماس شون رو دریافت کنید و مجددا باهاشون ملاقات کنید. اینا همه ارتباطه…

دقت کنید که شما در حال ایجاد اعتماد هستید و هنگامی که افراد به شما اعتماد می کنند، احتمال بیشتری داره که با شما همکاری شون رو شروع کنن.

بنابراین، در مراحل اولیه و قبل از اعتمادسازی به هیچ وجه کسی رو به کارتون دعوت نکنید!

در عوض، باهاشون صحبت کنید و اطلاعات تماس شون رو بگیرید.

بعدا و بعد از ایجاد حس اعتماد می تونید بهشون زنگ بزنید و اصولی دعوتشون کنید.

 

امیدوارم با عمل به این توصیه ها دیگه دغدغه ای در ورودی گرفتن براتون پیش نیاد.

دوستان خوبم اگر شما هم تجربه ای در ورودی گرفتن از بازار سرد دارین توی قسمت نظرات همین مطلب اونو بیان کنید. با اینکار خیلی ها میتونن از تجربه شما استفاده کنن و به رشد خودشون کمک کنن.

برای موفقیت هم زمان بزارید تا این حرفه در ایران عزیزمان جایگاه اصلی و واقعی خودش رو پیدا کنه.

موفق باشید و سربلند.

 

منبع:
گروه آموزشی آنلاین ام ال ام
برچسب ها:

مطالب مشابه

6 دیدگاه

  1. ممنون جالب بود
    می‌خوام بدونم وقتی مردم از شغل ما می‌پرسن و ما می‌گیم “نتورک” یا “بازاریابی شبکه‌ای”, در ادامه‌ی ارتباطمون و توی روزهای آتی چجوری باید پیش بریم تا طرف با خودش نگه که ”این می‌خواد منو ببره تو شرکتشون!” ؟

    1. ممنون از دیدگاه تون.
      یکی از مهم ترین اشتباهاتی که افراد موقع برقراری ارتباط با سایرین انجام میدن اینه که میگن ما داریم نتورک کار میکنیم.
      قرار نیست به کسی بگیم ما نتورک کار میکنیم.
      قراره ما ابتدا با فرد ارتباط برقرار کنیم. و بعد از یه مدت از آشناییمون محصولی که ازش راضی هستیم رو پیشنهاد بدیم تا اونم استفاده کنه.
      و در نهایت اگر رضایت داشت بعدش دعوت میشه به کار.

      امیدوارم همه گی نتورک رو اصولی کار کنیم.
      موفق باشید.

      1. بله حق با شماس
        خب اینجا دوتا مسئله پیش میاد
        اگه اشتباه میکنم لطفا منو راهنمایی کنید

        یک اینکه مطمئنن نمیشه به همه اول محصول پیشنهاد داد و بعد دعوت کرد

        دو اینکه خب حین مکالمه ممکنه شخص بپرسه ‘شغل شما چیه؟’ و ما باید حوزه‌ی کاریمون رو بگیم قطعا

        1. در مورد نکته اولتون باید عرض کنم که اتفاقا نتورک واقعی یعنی کسی رو که از محصولی که بهش دادیم رضایت داره به سیستم کاریمون دعوت کنیم.
          حالا اینکه در ایران و برخی از شرکتها به شیوه دیگه (که متاسفانه همون روش شرکتهای قدیمه!) داره کار میشه یه بحث جداست.

          در مورد نکته دوم هم حتما این سوال پیش میاد. و به جای اینکه بگیم ما نتورک کار میکنیم میتونیم بگیم مثلا من نماینده فروش یه شرکت در زمینه محصولات سلامتی ام که…
          و یا اصطلاحاتی شبیه این. با این کار میتونید به اون شخص محصول یا خدماتتون رو هم بفروشید. و بعدش پیگیر رضایتمندی اون باشید.
          و در نهایت با قوی تر شدن ارتباط فی مابین خودتون به کار دعوتش کنید.

          حالا اگر این فرد به کار دعوت بشه به نظرتون دغدغه فروش محصول یا خرید اون یا کیفیت و … رو خواهد داشت؟

          امیدوارم پاسخ مناسبی داده باشم به سوالتون.
          موفق باشید.

          1. رندی میگه به هیچ وجه اول نفروشین
            اول تجارتتون رو بفروشین بعد اگه قبول نکرد حالا خدمات و محصول رو بفروشید ، چون ادما از فروش خوششون نمیاد و شما نتورک رو با فروش نشون دادی و اون نمیاد ولی اگه با تجارت نشون بدی قطعا ممکنه بیاد 👍

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *